خوش آمدید مهمان گرامی! (وروددرخواست عضویت)
لا اله الا الله الحلیم الکریم لااله الا الله العلی العظیم
سبحان الله رب السماوات السبع و رب الارضین السبع
و ما فیهن و ما بینهن و رب العرش العظیم و الحمدلله رب العالمین
كاربر گرامی : جهت دسترسی سریع به امكانات انجمن ، بخش دانلود و گالری از تابلوی زیر استفاده فرمائید
logo
 

 


برچسب ها: برزخ, عالم, پس, از, مرگ, دور, نیست,
ارسال مطلب 
 
امتیاز این مطلب
  • 2 رای - 2.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
برزخ ـ عالم پس از مرگ دور نیست
۱۳۹۰-۱-۵
مطلب: #1
برزخ ـ عالم پس از مرگ دور نیست
مقدمه

بسم اللّه الرحمن الرحيم

بعضى مى‏پندارند روز قيامت، خيلى دور است، زيرا مثلا حضرت آدم (عليه السلام)، نوح، ابراهيم، موسى (عليه السلام) و... قوم خود را از حساب و كتاب روز قيامت مى‏ترساندند، ولى از آن عصر تاكنون هزارها سال گذشته، ولى هنوز قيامت بر پا نشده و شايد ميليونها سال ديگر نيز قيامت بر پا نگردد، بنابراين آيا اكنون براى پاداش صدها هزار سال بعد، عمل نيك انجام دهيم؟ و يا اكنون خود را براى مجازات هزاران يا ميليونها سال بعد، آماده سازيم؟

براى كسانى كه اين گونه افكار سؤال انگيز دارند، پاسخ‏هاى گوناگون و متعدد و جود دارد، يكى از اين پاسخ‏ها اين است كه فرضا، فرا رسيدن قيامت، هزاران سال بعد رخ دهد، ولى عالم برزخ (كه همان عالم قبر است) كه در مقايسه با قيامت، قيامت صغرى مى‏باشد، در چند قدمى ما است، و گاهى بين ما و آن تنها يك دقيقه فاصله است، مانند كسى كه جوان نيرومند و سالم و شوخ و شنگى است و در اتومبيل نشسته، ناگهان تصادف دل خراشى روى مى‏دهد و او هماندم از عالم دنيا به عالم برزخ وارد مى‏گردد، و يا مجاهدى راستين در صحنه جنگ با دشمن، آن چنان به عالم برزخ نزديك شده كه فاصله او با عالم برزخ، گاهى كمتر از چند ثانيه است.

بنابراين همه ما بايد توجه داشته باشيم كه شايد روز را به شب نرسانده و يا شب را به روز نرسانده، از اين عالم، به عالم برزخ كوچ كنيم، و در آن عالم، بلافاصله نخستين دادگاه ما توسط دو فرشته نكير و منكر شروع مى‏شود، و به دنبال آن پاداش و كيفر برزخى تحقق مى‏يابد كه امام سجاد (عليه السلام) فرمود:

ان القبر روضة من رياض الجنه او حفرة من حفر النيران.

همانا، قبر، باغى از باغهاى بهشت، يا گودالى از گودالهاى دوزخ است (1)

روايت ديگر آمده: امام صادق (عليه السلام) فرمود:

اتخوف عليكم فى البرزخ: من در مورد شما در رابطه با عالم برزخ مى‏ترسم.

شخصى پرسيد عالم برزخ چيست؟

امام صادق (عليه السلام) فرمود: القبر منذ حين موته الى يوم القيامه عام برزخ همان عالم قبر است، كه فاصله بين آغاز مرگ تا پديد آمدن روز قيامت، مى‏باشد.(2)

و در روايت ديگر آمده، رسول اكرم(صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:

ان القبر اول منازل الاخره فان نجامنه فما بعده ايسر منه و ان لم ينج منه فما بعده ليس اقل منه.

همانا قبرت نخستين منزل آخرت است اگر انسان در اين منزل، نجات يابد، حوادث بعد از آن آسانتر از آن است، و اگر در اين منزل نجات نيابد، سختى حوادث بعد از آن، كمتر از آن نيست(3).

و پيامبر (ص) فرمود: من مات فقد قامت قيامته : هر كس بميرد، قيامت او برپا شده است .(4)

نتيجه اينكه: قبل از دادگاه عظيم قيامت، كه يك دادگاه نهائى و همه جانبه است، دادگاه ديگرى در چند قدمى ما، قرار دارد كه گاهى از آن به قيامت صغرى ياد مى‏شود، كه دادگاه بسيار سخت و زودرسى است براى مجرمان، و دادگاه بسيار شيرين و زودرسى است براى مومنان راستين، آنانكه درست مى‏انديشند و اسير هوسهاى مادى دنيا نيستند، خود را براى اين سفر نزديك، آماده مى‏نمايند، ولى آنانكه غافل و مغرورند بدانند كه عذاب سخت عالم برزخ، در انتظار آنها است.

كتاب حاضر نظر به اين كه درباره، عالم برزخ كتاب عمومى و همگانى و خلاصه و روان، در دسترس نبود، و نظر به اين كه اعتقاد و توجه به چنين عالمى (كه همه ما در پيش رو داريم، و پس از مدتى نه چندان دور، به آن وارد مى‏شويم) قطعا اهرمى بازدارنده خواهد بود، و نقش به سزايى در تربيت و كنترل و انضباط دينى ما خواهد داشت، به نگارش اين كتاب، اقدام گرديد.

اين كتاب در حقيقت نشات گرفته از آيات قرآن و روايات چهارده معصوم (عليهم السلام) و گفتار محققين اسلام، و داستانهاى مذهبى و حقيقى است، بنابراين بايد از آن بهره جست، و با آينده نگرى دقيق، در پرتو گفتار نورانى قرآن و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) و امامان (عليهم السلام)، خود را صاحب باغى از باغهاى بهشت برزخى نمود، نه گرفتار گودالى از گودالهاى سوزان آن.

چكيده سخن اينكه: هدف از نگارش اين كتاب، تقويت اعتقادات مذهبى، و مراقبت و پاكسازى و بهسازى در پرتو آن است، اميد آنكه همه ما با خواندن اين كتاب، به چنين احساس و مراقبتى نائل شويم.

اين كتاب كه به طور خلاصه نوشته شده در پنج فصل زير تنظيم گرديده است:

1- سكرات مرگ، يا سختيهاى آستانه عالم برزخ.

2- معنى برزخ، و دورنمايى از آن، و برزخ از ديدگاه قرآن‏

3- بخشى از ويژگى‏هاى عالم برزخ.

4- سيماى برزخ در روايات اسلامى.

5- سى و هفت داستان از جهان برزخ، نشانگر اوضاع آن جهان.

حوزه علميه قم - محمد محمدى اشتهاردى

تيرماه 1371 ش

سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 4 کاربر به دلیل این ارسال از لیلا سپاسگزاری کرده اند.
آرام جان, دوست, نازنین, یاسی

الهی! ای آشنایم تو خود دانی که بیگانه ام ، بیگانه ترم کن. خوشا بحال مومن که غریب است
My God! O my acquaintance, you yourself know that I am alien , make me more alien.Blessed is for believer who is alone

۱۳۹۰-۱-۵
مطلب: #2
فصل اول: سَكَرات مرگ يا سختى‏هاى آستانه عالم برزخ‏

همه ميدانيم كه مرگ حق است، و همه موجودات، سرانجام طعم مرگ را مى‏چشند (آل عمران - 185)

و نيز مسلم است كه مرگ، كه انتقال از دنيا به عالم برزخ است، همراه شدائد و سختى‏ها است، كه از آن به سَكَرات مرگ و گاهى به غَمَرات مرگ(5)تعبير مى‏شود.

در قرآن، در آيه سوره ق مى‏خوانيم:

و جائت سكرة الموت بالحق ذلك ما كنت منه تحيد: و سرانجام، سختى‏هاى مرگ، به حق فرا رسد، (و به انسان گفته مى‏شود) اين همان چيزى است كه از آن مى‏گريختى.

واژه سَكرَة از سُكر به معنى مستى و گيجى گرفته شده، و در اصل به معنى حائل و پرده‏اى است كه بين انسان و عقلش ايجاد مى‏شود، چنين حالتى در موارد مختلف مانند مستى شراب خوردن، خشم شديد، عشق آتشين، درد بسيار سخت، نگرانى و پشيمانى شديد و... براى انسان ايجاد مى‏گردد.

لحظات مرگ براى هر انسانى، سخت و ناگوار است، چرا كه از يكسو مساله فراق و جدائى از دوستان و آنچه روح انسان سالها با آن خو گرفته است، پيش مى‏آيد. و از سوى ديگر خود در را در چنگال حوادث بعد از مرگ مى‏نگرد، حوادثى كه با محاكمه و مجازات و كشف باطن، و تنهايى همراه است و نگرانى شديد در مورد نتيجه اعمال و سرنوشت نهائى، احساس مى‏شود.

در مورد اول (فراق)، مرگ يك مرحله انتقالى مهم است، و انسان در آن لحظه، تمام پيوندها را كه با آنها خو گرفته، قطع مى‏كند، ناپايدارى و بى ثباتى جهان را لمس مى‏نمايد، و خود را كاملا براى ورود به جهانى تازه مى‏بيند، و در اين حال تلخى فراق را مى‏چشد كه مولانا در آغاز كتاب مثنوى مى‏گويد:

بشنو از نى چون حكايت مى‏كند از جدائيها شكايت مى‏كند
كز نيستان تا مرا ببريده‏اند از نفيرم مرد و زن ناليده‏اند
سينه خواهم، شرحه شرحه از فراق تا بگويم شرح درد اشتياق
هركسى كه دور ماند از اصل خويش باز گويد روزگار وصل خويش (6)

امام على (عليه السلام مى‏فرمايد:ان للموت غمرات هى اقطع ان تستغرق بصفة او تعتدل على عقول اهل الدنيا

مرگ همراه سختى‏هائى شديدتر از آنچه در وصف بگنجد و يا با ترازوى عقل سنجيده شود مى‏باشد.(7)

و طبق بعضى از روايات، حتى مردان خدا و پيامبران كه نه دل بستگى به دنيا داشتند، و نه وحشتى از آينده، از سختى‏هاى لحظه مرگ، اين لحظه انتقالى، نگران بودند، چنانكه در مورد رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم) روايت شده در لحظات آخر عمر مباركش، دست در ظرف آبى مى‏كرد و به صورت مى‏كشيد و زبانش به ذكر لا اله الا اللّه حركت مى‏نمود و فرمود ان للموت سكرات: مرگ، شدائد و سختى هايى دارد.(8).

امام حسن (عليه السلام) در لحظات آخر عمر، گريه مى‏كرد، يكى از حاضران گفت: اى پسر رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم)! تو با آن مقام ارجمندى كه در پيشگاه خدا دارى و بيست و يك بار پياده از مدينه به مكه به حج رفتى، و سه بار هم اموالت را به مستمندان دادى، در عين حال گريه مى‏كنى؟

امام حسن (عليه السلام) در پاسخ فرمود:

انما ابكى لخصلتين لهول المطلع و فراق الاحبه.

همانا گريه مى‏كنم براى دو موضوع، براى وحشت روز قيامت و براى جدائى از دوستان(9)

و در مورد دوم (نگرانى از نتيجه اعمال و سرنوشت نهائى) كه سخت‏تر از مورد اول است، تلخى مرگ بيشتر، احساس مى‏شود.

مردى به امام حسن (عليه السلام) عرض كرد: چرا ما مرگ را ناپسند مى‏دانيم؟

امام حسن (عليه السلام) در پاسخ فرمود: از اين رو كه شما آخرت خود را ويران كرده‏ايد، و دنياى خود را آباد ساخته‏ايد، لذا خوش نداريد كه از آبادى به سوى ويرانى برويد(10)

سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 4 کاربر به دلیل این ارسال از لیلا سپاسگزاری کرده اند.
آرام جان, دوست, نازنین, یاسی
۱۳۹۰-۱-۵
مطلب: #3
موسى (عليه السلام) و تلخى فراق‏

روزى عزرائيل نزد موسى (عليه السلام) آمد، موسى (عليه السلام) پرسيد: براى زيارتم آمده‏اى يا براى قبض روحم؟

عزرائيل: براى قبض روحت آمده‏ام.

موسى: ساعتى به من مهلت بده تا با فرزندانم وداع كنم.

عزرائيل: مهلتى در كار نيست.

موسى (عليه السلام) به سجده افتاد و از خداوند خواست تا به عزرائيل بفرمايد كه مهلت دهد تا با فرزندانش وداع كند.

خداوند به عزرائيل فرمود: به موسى (عليه السلام) مهلت بده عزرائيل مهلت داد.

موسى نزد مادرش آمد و گفت سفرى در پيش دارم!

مادر گفت: جه سفرى‏

موسى: سفر آخرت

مادر گريه كرد.

موسى (عليه السلام) نزد همسرش آمد، كودكش را در دامن همسرش ديد، با همسرش وداع كرد، كودك دست به دامن موسى (عليه السلام) زد و گريه كرد، دل موسى از گريه كودكش سوخت و گريه كرد، خداوند به موسى (عليه السلام) وحى كرد اى موسى! تو به درگاه ما مى‏آئى، اين گريه و زاريت چيست؟

موسى (عليه السلام) عرض كرد: دلم به حال كودكانم مى‏سوزد.

خداوند فرمود: اى موسى! دل از آنها بكن من از آنها نگهدارى مى‏كنم، و آنها را در آغوش محبتم مى‏پرورانم.

دل موسى (عليه السلام) آرام گرفت، به عزرائيل گفت: جانم را از كدام عضو مى‏گيرى؟

عزرائيل: از دهانت.

موسى: آيا از دهانى كه بى واسطه با خدا سخن گفته است جانم را مى‏گيرى؟

عزرائيل: از دستت.

موسى: آيا از دستى كه الواح تورات را گرفته است؟

عزرائيل: از پايت.

موسى: آيا از پايى كه من با آن از كوه طور براى مناجات با خدا رفته‏ام؟

عزرائيل: نارنجى خوشبو به موسى (عليه السلام) داد، موسى (عليه السلام) آن را بو كرد و جان سپرد.

فرشتگان به موسى گفتند: يا اهون الانبيا موتا كيف وجدت الموت: اى كسى كه در ميان پيامبران، از همه راحت‏تر مردى، مرگ را چگونه يافتى؟

موسى (عليه السلام) گفت: كشاة تسلخ و هى حيه

مرگ را مانند گوسفندى كه زنده پوستش را بكنند يافتم(11)

سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 3 کاربر به دلیل این ارسال از لیلا سپاسگزاری کرده اند.
آرام جان, دوست, یاسی
ارسال مطلب 


دسترسی سریع و کوتاه به بخش های مختلف:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان





 



Copy Right ©  AzhA Group 1389-1393 . All Rights Reserved
MyBB © 2014 MYBB Group & Persian Translation by AzhA
Theme by  Ivgeo Designs  &  Translation by AzhA 
حقوق نشر این وبگاه نزد AzhA محفوظ است
زمان جاری: ۱۳۹۳-۵-۳۰, ۰۳:۵۳ صبح
GTM +3:30