خوش آمدید مهمان گرامی! (وروددرخواست عضویت)
لا اله الا الله الحلیم الکریم لااله الا الله العلی العظیم
سبحان الله رب السماوات السبع و رب الارضین السبع
و ما فیهن و ما بینهن و رب العرش العظیم و الحمدلله رب العالمین
كاربر گرامی : جهت دسترسی سریع به امكانات انجمن ، بخش دانلود و گالری از تابلوی زیر استفاده فرمائید
logo
 

 


ارسال مطلب 
 
امتیاز این مطلب
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نظر جمعی از علما و اولیا در خصوص شیخ اکبر
۱۳۸۹-۹-۱۵
مطلب: #1
نظر جمعی از علما و اولیا در خصوص شیخ اکبر
نظر جمعی از علما و اولیا در خصوص شیخ اکبر - استوانه توحید - محیی الدین ابن عربی

آیت‌الله سید علی قاضی طباطبایی وی را شیعه دانسته و گفته‌است: محیی‌الدّین از کاملین است، و در «فتوحات‌» او شواهد و ادلّه‌ای فراوان است که او شیعه بوده است‌؛ و مطالبی که مناقض با اصول مسلّمهٔ اهل سنّت است بسیار است کسی در معارف عرفانی بالاتر از او نیامده و نخواهد آمد.
آيت ‏اللّه حسن‏زاده آملي:در هر عصري، اوحدي از علما قادر به فهم و تدريس فصوص و فتوحات است.
استاد مطهّري در جايي از آثار خود در خصوص عظمت اين كتاب نوشته است: فصوص‏الحكم دقيق‏ترين و عميق‏ترين متن عرفاني است، شروح زيادي بر آن نوشته شده است. در هر عصري شايد دو سه نفر بيشتر پيدا نشده باشند كه قادر به فهم اين متن عميق باشند.شرح كردن كتاب‏هاي محيي‏الدين ابن عربي كار هر كسي نيست.
استاد شهید که از ابن عربی با عنوان «اعجوبه عجیب روزگار» یاد می کند، معتقد است محی الدین، عرفان را وارد مرحله جدیدی کرد و به صورت یک علم و مکتب درآورد و به نهایت تکامل خود رساند. به همین دلیل، او را پدر عرفان نظری اسلامی می داند و این گونه می نویسد: «تمام این عُرفایی که در میان ملل اسلامی سراغ داریم و از جمله عرفای ایرانی و فارسی زبان که داریم، مهم ترینشان از قرن هفتم بوده و تمامی اینها شاگردان مکتب محی الدین هستند.» ایشان مولوی بلخی، حافظ، جامی و بزرگانی دیگر را شاگرد مکتب او می داند.

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كوچكترين سرباز امام زمان ( عج )
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 8 کاربر به دلیل این ارسال از ياسين سپاسگزاری کرده اند.
desperanish, آرام جان, دوست, روح الله, زینت, فهیمه, معصومه, پارسا
۱۳۸۹-۹-۱۵
مطلب: #2
RE: نظر جمعی از علما و اولیا در خصوص شیخ اکبر
استاد سيدجلال الدين آشتياني مي‏نويسد:هانري کربن معتقد بود که هر عارفي بايد شيعه باشد، به دليل اين که پايه و اساس ولايت درکلمات اهل بيت است و علي (ع) به تصريح محققان، سرالانبياء والاولياء است. و مطابق احاديث عترت که عامه و خاصه ازخاتم الانبياء والاولياء نقل کرده‏اند، يکي از اقطاب وجود درهر عصري از اعصار، تا ظهور قيامت، بر سبيل تجدد افراد، داراي مقام ختميت و خاتم ولايت خاصه يا مطلقه محمديه‏اند و خاتم کمال ولايت مهدي موعود(ع) است، که به تصريح روايات، وجود او، از شرايط ساعت وقيامت است وبه تصريح حضرت ختمي مرتب : «ان الله خليفه ... يملأ الارض قسطاً و عدلا...»
قاضي نورالله شوشتري مي‏گويد:چون در شام تقيه شديد بود و کسي جرأت دم زدن از تشيع را نداشت، لهذا شيخ اکبر مجبور بوده است که ولاي خود را کتمان نمايد و در کتب خود بر طريق عامه سير نمايد.اين قاضي شهيد هم در اثبات تشيع ابن عربي کوشيده است. در کتاب «مجالس المومنين» خود درباره تقيه او؛ از سيدمحمد نوربخش نقل کرده است که: «شيخ محيي‏الدين در اخفاي محبت علي مرتضي(ع) معذور است؛ زيرا مملکت او جاي متعصبان بوده و شيخ را، دشمنان بسيار بودند که قصد قتل وي را داشتند. درباره معاويه، يزيد و بني‏اميه به وفق همان اعتقاد که اهل شام داشتند و به همان عبارات و القاب که ايشان نام مي‏برده‏اند، سخن گفته تا از شر ايشان ايمن باشد و براي دفع مضرت، چنين اظهار کردن جايز است.»
ملامحمد تقي مجلسي (مجلسي اول) در پاسخ به انتقاد ملامحمد طاهر قمي مي‏نويسد: در زمان محيي‏ الدين در مصر، تقيه شديدي، چون زماني بود که خلفاي بني‏عباس بر اسماعيليه غلبه نمودند و زياده از صد هزار شيعه را به قتل رسانيدند. در چنين زماني اگر شما و ما بوديم، زياده از اين تقيه مي‏کرديم. قطع نظر از آن‏که، هيچکس اين جماعت را مقتدا نمي‏دانند. سخنان خوب ايشان را خوب مي‏دانند «الحکمة ضالة المومن» مقتدا و پيشواي خواص و عوام، ائمه هدي را مي‏دانند. آثار تشيع از فتوحات او ظاهر است و در رساله انشاءالدواير تصريحات فرموده بر حقيقت مذهب شيعه، و حديث «ستفترق امتي» را شرح کرده و مذهب حق را مذهب ائمه اثني‏عشر گفته، و شرح اين معني در چند دايره کرده است و شرح مکاشفات خود کرده که در عالم مکاشفه ديدم که اسامي ائمه معصومين عليهم‏السلام بر هر يک از حضاير قدس، مکتوب بود. و اگر به واسطه تقيه مدح اشقيا کرده باشد، دور نيست.از صدر اسلام تا قرون هشتم و نهم هجري قمري، بردن نام علي(ع) و پيروي کردن از خاندان علوي، جرم محسوب مي‏شده و شيعيان خاندان علي(ع) را رافضي (خارج از دين) مي‏شمردند. در چنين زمانه‏اي، تقيه رويه‏اي مناسب بود، که پيروان مولا عليه‏السلام را از آسيب دور مي‏ساخت.

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كوچكترين سرباز امام زمان ( عج )
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 6 کاربر به دلیل این ارسال از ياسين سپاسگزاری کرده اند.
آرام جان, دوست, روح الله, زینت, فهیمه, معصومه

الهی!چه کنم تا کنون از بیرون می جستمت و در درون بودی اکنون از درون می جویمت و بیرون شدی
My God! what I do? I have been seeking you from outside and you have been inside.Now I am seeking you from inside and you are outside

۱۳۸۹-۹-۱۵
مطلب: #3
RE: نظر جمعی از علما و اولیا در خصوص شیخ اکبر
علامه سید محمد حسین حسيني طهراني مي‏نويسد: محيي‏الدين عربي، بدون شک در ابتداي امر خود سني مذهب بوده، زيرا در حکومت سني و شهر سني و خاندان سني آيين، نشو و نما يافته. مدرسه و مکتبش، سني بوده و کتابخانه و کتاب‏هايش، مملو از کتب عامه بوده، حتي يک جلد کتاب شيعه در تمام شهر، يافت نمي‏شده است. ولي چون روز به روز در راه سير و تعالي قدم زد و با ديده انصاف و قلب پاک، به جهان شريعت نگريست، کم‏کم بالشهود و الوجدان حقايق را دريافت و پرده تعصب و حميت جاهلي را دريد و از مخلصين موحدين و از فدويين شيعيان در محبت به اميرالموءمنين(ع) شد. غاية‏الامر، اسم شيعه و ابراز بغض و عداوت با خلفاي غاصب براي او در آن زمان، محال بود.عارف کبير سيدهاشم حداد، کراراً اين عبارت «فتوحات» در باب 366 را مي‏خواندند و از يکايک فقراتش را دليل بر صحت طريقت شيخ، مي‏آوردند. وي سپس مي‏افزايد: اين عبارت شيخ محيي ‏الدين را، بسياري از اعلام شيعه، دليل بر تشيع وي گرفته‏اند، زيرا عين معتقدات شيعه است. «در ميان عامه، کسي که ابداً به قياس عمل نکند، يافت نمي‏شود... حضرت آقا حاج سيدهاشم حداد نيز اين جمله محيي‏الدين را تمجيد مي‏نمودند که مي‏گويد: و اما القياس فلا اقول به و لا اقلد فيه جملة واحدة، يعني: و اما قياس، پس من بر طبق آن رأي نمي‏دهم و يکسره و به طور کلي در اين مسأله، تقليد نمي‏کنم.»

وي سپس مي‏نويسد: «ما خوانندگان عزيز بخصوص طلاب را به مطالعه يک باب (باب 318فتوحات مکيه) دعوت مي‏کنيم. زيرا مطالب بسيار مفيدي طبق آراء شيعه و مکتب جعفري در عدم صحت عمل به رأي دارد».
«اشاره کرده است محيي‏الدين در فص هاروني به حديث منزلت و در فتوحات گفته است: مابين فلک هشتم و نهم قصري است، که دوازده برج دارد، بر مثال وجود پيغمبراکرم (ص) و ائمه اثناعشر صلوات‏الله عليهم.»

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كوچكترين سرباز امام زمان ( عج )
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 7 کاربر به دلیل این ارسال از ياسين سپاسگزاری کرده اند.
آرام جان, دوست, روح الله, زینت, سیده زهرا, فهیمه, معصومه
۱۳۸۹-۹-۱۵
مطلب: #4
RE: نظر جمعی از علما و اولیا در خصوص شیخ اکبر
ميرزا محمدباقر خوانساري صاحب «روضات» پس از اين که از ابن عربي به بزرگي و احترام ياد مي‏کند و او را از جمله اعاظم و ارکان عرفا و ارباب مکاشفه و صفا و ازبزرگان اين طايفه مي‏شمارد، چنين مي‏نگارد: برخلاف ساير اين طايفه، عده‏اي از علماي شيعه اماميه به تشيع ابن عربي قائل شده‏ اند.
سيدصالح موسوي خلخالي شارح «مناقب» منسوب به ابن عربي و ديگران، عده‏اي از علماي بزرگ شيعه از جمله شيخ بهايي، ميرزا محمد اخباري و قاضي نورالله شوشتري و نيز ابن فهد حلي، فيض کاشاني، مجلسي اول (محمدتقي) قاضي سعيد قمي و محدث جزايري را نام مي‏برد که به تشيع ابن عربي قائل شده‏اند.
شارح «مناقب» محيي ‏الدين، وجه دلالت عبارات مذکور بر تشيع اين عربي را برابر با استنباط شيخ بهايي از جهات زير مي‏داند:
اول اين که، در آغاز عبارت گفت:«خداوند را خليفه‏اي است که ظاهر مي‏شود» يعني اين خليفه، اکنون زنده و موجود است و بعداز اين، ظهور مي‏کند و اين مخالف با عقيده اهل سنت و جماعت و موافق با عقيده شيعه اثني ‏عشريه است، زيرا اگرچه اهل تسنن هم به ظهور مهدي(عج) قائلند، ولي زنده دانستن آن حضرت، از خصايص شيعه اماميه است. دوم اين که، گفت: «نيک‏بخت‏ترين مردمان در زمان ظهور وي، کوفيانند» و اين هم با عقيده شيعيان سازگار است، که معتقدند آفتاب امامت قائم ‏آل محمد(ص) مهدي موعود(ع)، از مکه معظمه طلوع مي‏نمايد. از آن مکان شريف، مستقيماً به کوفه وارد ميشود و پس از تصرف کوفه و بيعت کوفيان، به ديگر بلاد لشکر مي‏فرستد.سوم اين که، فقها را سرزنش کرد به اين که، چون احکام حضرت مهدي(ع) را برخلاف مذاهب ائمه خود مي‏يابند، گمراهش مي‏پندارند و با وي به مخالفت مي‏پردازند؛ زيرا که آنان عقيده دارند که اهل اجتهاد پايان‏يافته و زمان اجتهاد سپري شده است. مسلماً اين سرزنش و نکوهش، متوجه فقهاي اهل تسنن و محصور و مخصوص به ايشان است؛ زيرا اينها هستند که مي‏گويند پس از درگذشت ائمه اربعه (ابوحنيفه، مالک‏بن انس، محمدبن ادريس شافعي، احمدبن حنبل) طرق اجتهاد به کلي بسته شده است و هر حکمي و فتوايي که برخلاف رأي آنان، صادر گردد مردود است و لذا، چون احکام مهدي(ع) را بر خلاف آراي آن ائمه مي‏بينند به مخالفت و خصومتش مي‏پردازند. دليل ديگر شيخ بهايي بر تشيع ابن عربي، استنباط او درباره مسح پا در وضو است، که در شرح حديث چهارم کتاب «اربعين» خود آورده و گفته است: «شيخ العارفين، شيخ محيي ‏الدين عربي، در جزو ثالث کتاب «فتوحات مکي» «واو» مذکور قدس سره ‏ارجلکم در آيه وضو فاغسلوا وجوهکم و ايديکم الي المرافق وامسحوا بروءسکم و ارجلکم الي الکعبين را بر «مع» حمل کرده و عبارت او چنين است:
قرائت به فتح لام و کسر لام در ارجلکم از جهت احتمال عطف آن است بر ممسوح و مغسول، چه، عطف بر ممسوح، مقتضي کسر است و عطف بر مغسول، مقتضي فتح، و مذهب من اين است که قرائت فتح لام، آن را از ممسوح بودن بيرون نمي‏برد، چرا که مثل اين دادگاه به معني مع است و واو به معني مع اسم را منصوب مي‏کند، چنانچه مي‏گويي: «قام زيد و عمراً» و اراده مي‏کني از آن «مع عمرو» يعني برخاست زيد با عمر.
پس حجت و دليل کسي که قايل به مسح است، در اين آيه در پيش است. چرا که در قرائت به فتح لام، شريک است با قايل به شستن در حمل بر وجه صحيح، و قابل به شستن در قرائت به کسر لام با او در حمل در وجه صحيح شريک نيست. او پس از نقل اين گفتار، ابياتي از ابن عربي نقل مي‏کند که دلات بر شدت محبت و ارادت وي به اهل بيت عصمت و طهارت دارد و آن را، دليل بر تشيع ابن عربي مي‏داند.
ابيات منقول اين است :

رأيت ولائي آل طه وسيلة علي‏رغم اهل البعد يورثني القربي
فما طلب‏المبعوث اجراً علي‏الهدي بتبليغه الا المودة في‏القربي
ترجمه: علي‏رغم نظر آنها که از ولايت دور هستند، من ولاي خود را به آل ‏طه، وسيله نزديکي قرار دادم. زيرا پيامبر در برابر هدايت کردن مردم، مزدي درخواست نکرد مگر مودت و دوستي به ذوي‏القرباي خود.

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كوچكترين سرباز امام زمان ( عج )
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 6 کاربر به دلیل این ارسال از ياسين سپاسگزاری کرده اند.
آرام جان, دوست, روح الله, زینت, فهیمه, معصومه
۱۳۸۹-۹-۱۵
مطلب: #5
RE: نظر جمعی از علما و اولیا در خصوص شیخ اکبر
شيخ بهايي: اين عالم بزرگ که ابن عربي را مدح و حمايت کرده، به تشيع وي نيز قايل بوده ‏است، چنان که شرح حديث 36 کتاب اربعين خود، عبارات «فتوحات مکيه» را به صورت زير خلاصه کرده و نوشته‏است:«سخن شيخ عارف کامل، شيخ محيي‏الدين ابن عربي، که در کتاب «فتوحات مکيه» دراين مقام آورده‏است، بسيار نيکو مي‏نمايد. او درباب 366 کتاب مذکور نوشته‏است: خداوند را خليفه‏اي است از عترت پيامبر و از فرزندان فاطمه سلام‏الله عليها که ظاهر مي‏شود. همنام پيامبر و جدش حسين بن علي(ع)است. مردم در مکه، بين رکن و مقام، بيعتش مي‏کنند. درخلق (به فتح خاء) شبيه پيامبر(ص) ولي در خُلق (به ضم خاء) پايين‏تر از اوست. خوشبخت‏ترين مردمان در زمان ظهور وي، کوفيانند. پس ازظهور و حکومتش، پنج يا هفت يا نه سال زندگي مي‏کند. جزيه و خراج از کفار ذمي برمي‏دارد. مردمان را با شمشير به سوي خدا مي‏خواند و مذاهب گوناگون را، از روي زمين برمي‏اندازد و نمي‏ماند مگر دين خالص. دشمنانش، مقلدان اهل اجتهادند. هنگامي که مي‏بينند او بر خلاف آنچه که پيشوايانشان گفته‏اند، حکم مي‏کند، پس به اکراه به واسطه ترس از شمشيرش، اطاعتش مي‏نمايند.
عامه مسلمانان بيش از خواصشان به وجود وي، شاد مي‏گردند. عارفان اهل حقايق، وي را از راه کشف و شهود و به تعريف الهي مي‏شناسند و بيعتش مي‏نمايند. مردمان خداشناس، دعوتش را مي‏پذيرند و به ياري‏اش مي‏شتابند و اگر شمشير به دستش نباشد، فقها به قتلش فتوا مي‏دهند ولکن خداوند وي را با شمشير و کرم آشکار مي‏سازد، لذا، ايشان به چشمداشت کرم و خوف از شمشيرش، حکمش را قبول مي‏نمايند، درحالي که به آن ايمان ندارند و خلافش را دردل پنهان مي‏دارند و چون مي‏بينند که برخلاف حکم پيشوايانشان حکم مي‏کند، وي را گمراه مي‏پندارند، زيرا آنان معتقدند که اهل اجتهاد منقطع شده، زمان آن سپري گشته و درعالم، ديگر مجتهدي باقي نمانده و خداوند پس از پيشوايان ايشان، احدي را به وجود نمي‏آورد که وي را درجه اجتهاد باشد و اگر کسي ادعا کند که خداوند وي را به حکم شرعي آشنا ساخته، نزد آنان ديوانه و فاسدالخيال مي‏نمايد.»
ميرزا محمد امين استرآبادي نيشابوري اين محدث اخباري هم، در اثبات تشيع ابن عربي در کتاب «رجال کبير» خود پس از تعظيم و تکريم او، از اين که ظاهر تصانيفش موافق با مذهب سنيان است، معذورش داشته است که بلاد اهل تسنن و در زمان سختي زندگي مي‏کرده است و همچنين بعضي از عبارات ابن عربي را، که با مذهب شيعه اماميه سازگار دانست، در کتابي به نام «ميزان التمييز في‏العلم العزيز» گردآوري کرده است.

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كوچكترين سرباز امام زمان ( عج )
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 6 کاربر به دلیل این ارسال از ياسين سپاسگزاری کرده اند.
آرام جان, دوست, روح الله, زینت, فهیمه, معصومه
۱۳۸۹-۹-۱۵
مطلب: #6
RE: نظر جمعی از علما و اولیا در خصوص شیخ اکبر
آيت ‏اللّه جوادي آملي درباره دقايق و اسرار اين كتاب مي‏گويد:كتاب فصوص‏الحكم مشتمل بر برخي از اسرار معرفت است و محيي‏الدين در آغاز آن پس از حمد خداوند و صلوات و سلام بر نبي خاتم و آل او، عذر خود را در بيان و افشاي آن اسرار اظهار مي‏دارد؛ زيرا همه مردم توان هضم و ادراك همه معارف را ندارند و برخي از معارف به‏كار همگان نمي‏آيد و اولياي الهي مأمور به كتمان آن معارف هستند. محيي‏الدين در كتاب فصوص‏الحكم به بيان بسياري از دقايق و اسرار معارف ديني پرداخته است .داوري‏هاي گوناگون در پيرامون ابن ‏عربي از صاحبان مذاهب فراوان است. معيار تولي و تبري نزد عده‏اي يا فقط مدح و قدحي است که در نوشتار نويسنده ديده مي‏شود، چه اين‏که ميزان مدح و ذم پيش آن گروه، فقط کيفيت طرح فروع فقهي و استنباط رأيي فرعي است.اما نزد عده‏اي، مهمترين معيار، همانا کيفيت طرح مسايل اصلي و اعتقادي است، چون آنها را مي‏توان طوري پي‏ ريزي کرد که دور از فهم توده مردم بوده و از بقيه مصون باشد، زيرا عصر خفقان و عصر اختناق را، هرگز نبايد در داوري‏ها از نظر دور داشت. باتوجه به اين معيار عميق، بررسي اساسي‏ترين مسايل اسلامي در مکتب ابن‏عربي نشان مي‏دهد که هيچکدام آنها بر مبناي اهل تسنن مطرح نشده، بلکه بر مبناي دقيق اماميه پايه‏گذاري شده است.
آیت الله خامنه ای : از زمان محى‌الدين عربى تا امروز، تا زمان حافظ و از زمان حافظ تا امروز، يعنى محى‌الدين عربى هم از شراب و محبوب و يار حرف زده، فخرالدين عراقى هم با همين زبان حرف زده، مولوى در ديوان شمس هم با همين زبان حرف زده،همه کسانی که در عرفان انها هیچ شکی نیست، با همين زبان صحبت کرده‌اند.برخى قبل از زمان حافظ بودند، بعضى هم بعد از زمان حافظ. حالا اگر بگوئيم بعديها از حافظ ياد گرفتند، در مورد قبليها طبعاً چنين حرفى نيست. اين زبان رائج عرفان بوده، در آن روزگار دلائلى هم دارد. حالا چرا با اين زبان مى‌گفتند؟ در اين باره هم گويندگان و نويسندگان گفتند و نوشتند. حتّى در ميان گويندگان عرب زبان - همان‌طور که عرض کردم محى‌الدين - ابن‌فارض، شاعر عارف معروف عرب قبل از حافظ، او هم با همين زبان حرف زده.

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كوچكترين سرباز امام زمان ( عج )
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 8 کاربر به دلیل این ارسال از ياسين سپاسگزاری کرده اند.
desperanish, آرام جان, دوست, روح الله, زینت, سیده زهرا, فهیمه, معصومه
۱۳۸۹-۹-۱۵
مطلب: #7
RE: نظر جمعی از علما و اولیا در خصوص شیخ اکبر
محدث بزرگ میرزا حسین نوری طبرسی ( استاد امثال کاشف الغطاء - آقا بزرگ طهرانی - محدث قمی و ... ) در " خاتمه المستدرک " ج 2 ص 239 - 240 ضمن بیان شرح حال ملاصدرا ، بیان می کند که وی ( ملاصدرا ) از ابن عربی بسیار تعریف کرده است ولی توجه نکرده است که ابن عربی از علمای عامه بوده و از نواصب .ابن عربی نیز همانند برخی دیگر از علمای اهل سنت ، به وجود امام مهدی (عج) اشاره کرده است ولی این دلیلی بر رفع نصب وی نیست .

شیخ علی نمازی شاهرودی در " مستدرک سفینه البحار " ج 7 ص 144 - 145 می گوید :ابن عربی ، او محی الدین ، صاحب فتوحات مکیه و فصوص می باشد . وی از ارکان متصوفه می باشد و صاحب ادعاهای فاسد و سخنان گمراه کننده می باشد که برخی از آنان را در کتابمان " تاریخ فلسفه و تصوف " بیان کرده ایم .برخی از آنان در ماده " حیی " بعنوان محی الدین بیان شد . وی در سال 638 ه.ق مرد . مذمتها و خرافیاتی برای وی می باشد همچنان که در " بحارالانوار " آمده . آنان را در اینجا از " سفینه البحار " نقل کرده .

شیخ آقا بزرگ طهرانی در " الذریعه " ج 22 ص 209 می فرماید :"( 6725 : ملخص فصوص الحكم ) الأصل والملخص كلاهما لمحيى الدين ابن العربي العامي ، ويأتي الملخص باسمها " نقش الفصوص " في حرف النون . "

سید محسن امین در " اعیان الشیعه " ج 2 ص53 - 54 ، نام ابن عربی را در باب " اخباره عن طرق اهل السنه " ( یعنی اخبار وجود امام زمان عج از طریق علمای اهل سنت ) بیان می کند ." فصل الخطاب عن بعض كبراء العارفين يعني الشيخ محيي الدين بن العربي في ذكره المهدي "

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كوچكترين سرباز امام زمان ( عج )
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 7 کاربر به دلیل این ارسال از ياسين سپاسگزاری کرده اند.
آرام جان, دوست, روح الله, زینت, فهیمه, معصومه, گل نرگس
۱۳۸۹-۹-۱۵
مطلب: #8
RE: نظر جمعی از علما و اولیا در خصوص شیخ اکبر
آیت الله سید حسن صدر در " تکمله امل الامل " ص 183 - 184 چنین می گوید :( کجاست مکان آنان از علمای ما ؟ و آیا در میان ما کسی وجود دارد که به وحدت وجود معتقد باشد مگر اینکه قائل آن صوفی می باشد . پس کتب " منازل السائرین " و " رسائل قشیریه " و " رسائل ابن عربی " و حلاج و جنید و عطار و خواجه عبدالله و امثال آنان را مطالعه کن . آنان از صوفیه اند و نه کسانی مانند شهید و ابن فهد و بهایی و پدرش که از حکمای دین و متشرعین بوده اند )ایشان به صراحت مکان علمای بزرگ شیعه را از افرادی همچون ابن عربی و حلاج و غیره جدا می داند و اینان را مدعیان وحدت وجود و صوفیه معرفی می کند .ایشان مدعیان وحدت وجود را نیز شیعه نمی دانند بلکه از صوفیه می دانند !
علامه سید علی میلانی در کتاب قیّم " نفحات الازهار " به کلام ابن عربی ، بعنوان یکی از علمای اهل سنت ، اشاره می کند مانند کلام ایشان در باب حدیث نور ( ج 5 ص 275 )" فمنهم : الشيخ محيي الدين ابن عربي ، كبير أوليائهم وأكبر مشايخهم "


آیت الله العظمی مرعشی نجفی در " شرح احقاق الحق " نیز از کلام ابن عربی ، بعنوان نمونه ای کلام بزرگان اهل سنت استفاده می کند . مانند ج 11 ص 578 " حديث أم جابر رواه جماعة من القوم : منهم العلامة الشيخ محي الدين بن العربي في ( محاضرات الأبرار ) "

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كوچكترين سرباز امام زمان ( عج )
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 7 کاربر به دلیل این ارسال از ياسين سپاسگزاری کرده اند.
آرام جان, دوست, روح الله, زینت, فهیمه, معصومه, گل نرگس
۱۳۸۹-۹-۱۵
مطلب: #9
RE: نظر جمعی از علما و اولیا در خصوص شیخ اکبر
امام خميني در بخشي از نامه خود به گورباچف نوشته اند:
«ديگر شما را خسته نمي كنم و از كتب عرفا و بخصوص محي الدين ابن عربي نام نمي برم؛ كه اگر خواستيد از مباحث اين بزرگمرد مطلع گرديد، تني چند از خبرگان تيزهوش خود را كه در اين گونه مسائل قوياً دست دارند، راهي قم گردانيد، تا پس از چند سالي با توكل به خدا از عمق لطيف باريكتر از موي منازل معرفت آگاه گردند، كه بدون اين سفر آگاهي از آن امكان ندارد."
امام خمینی در آثار عرفانی خود، از محی الدین به بزرگی یاد می کند و عنوان هایی چون شیخ کبیر، شیخ عارف، بزرگ مرد و خُلّص شیعیان امیرمؤمنان علیه السلام را به او نسبت می دهد و او را به عنوان یکی از بزرگان عرفان می ستاید. اصل مباحث ابن عربی برای امام قابل قبول است، ولی در بعضی موارد با او اختلاف نظر دارد که به نقد آنها می پردازد و نمونه هایی از آن را در کتاب تعلیقات علی شرح فصوص الحکمه ایشان می توان مشاهده کرد.از این روست که می بینیم ایشان در نامه به گورباچف، کتاب های عرفانی محی الدین را به عنوان یکی از منابع شناخت اسلام معرفی می کند که می تواند خلأ عقیدتی و فرهنگی حاصل از سقوط مارکسیسم را پر کند.
علامه طباطبایی (ره) صاحب تفسیر المیزان می فرماید : چطور می شود ابن عربی را اهل طریق دانست با وجودی که متوکل را از اولیای خدا می داند . (روح مجرد صفحه 436 پاورقی) محيي‏الدين بسيار به تشيع نزديک بود. اصولا در صدر اول و زمان‏هاي پيشين، مسأله تشيع صورت ديگري داشت، و غالباً بزرگان از علما و عرفا در حقيقت شيعه بوده‏اند ولي ناچار از نقطه نظر ضرورت تقيه مي‏کردند، و سعي مي‏کردند، که آن حقيقت را به‏طوري‏که مصادم با مزاحمت‏هاي خارجي نگردد در خود حفظ کنند. و لذا با کتمان، به شکلي خود را نگه مي‏داشتند و از اشاعه‏اش مگر به رمز و اشاره و کنايه، خودداري مي‏کردند.
*برگرفته از وبلاگ اخبارالعلماء بااندکی تلخیص

امضاء ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كوچكترين سرباز امام زمان ( عج )
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 7 کاربر به دلیل این ارسال از ياسين سپاسگزاری کرده اند.
آرام جان, دوست, روح الله, زینت, فهیمه, معصومه, گل نرگس
۱۳۹۰-۹-۲۹
مطلب: #10
RE: نظر جمعی از علما و اولیا در خصوص شیخ اکبر
بسم الله الرحمن الرحیم


[تصویر: 25518156199169208137601926892467311912091.jpg]

امام فخر رازی:

امام فخر، مقام معنوی و روحانی ابن‎عربی را ستوده تا جایی‎که او را ولی عظیم خوانده است. هر چند که این دو هرگز یکدیگر را ندیده‎اند ولی گویا مکتوبی که از ابن‎عربی به وی داده‎ند و در آن ابن عربی، فخر رازی را پند داده است که از علوم ظاهر عایدی حاصل نیست، در او تأثیری به‎سزا کرده و از فهم آن دگرگون گشته است. بخشی از این نامه در طبقات الکبرای شعرانی ثبت شده و آنان که آثار شیخ اکبر را فهرست کرده‎اند، از رساله الی الامام فخرالدین الرازی نیز نام برده‎اند.
سپاس نقل قول این مطلب در پاسخ
[-] 7 کاربر به دلیل این ارسال از کژال سپاسگزاری کرده اند.
آرام جان, دوست, روح الله, زینت, فهیمه, معصومه, گل نرگس
ارسال مطلب 


دسترسی سریع و کوتاه به بخش های مختلف:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان





 



Copy Right ©  AzhA Group 1389-1393 . All Rights Reserved
MyBB © 2014 MYBB Group & Persian Translation by AzhA
Theme by  Ivgeo Designs  &  Translation by AzhA 
حقوق نشر این وبگاه نزد AzhA محفوظ است
زمان جاری: ۱۳۹۳-۷-۹, ۰۷:۴۴ عصر
GTM +3:30